دلم برای مهربانی لحظه هایمان تنگ شده است. دلم برای با هم بودن در اوج تنهایی، برای گریه ها برای اثبات عشق و گرفتن از درد بی کسی، برای آرامش شبهای تنهایی تنگ شده .
کاش می توانستی دوباره برگردی و آن لحظه ها را تکرار کنیم و به با هم بودن و یکی بودن افتخار کنیم و فریاد خوشبختی سر دهیم. اما افسوس که تو نیز مانند خورشید دروغگو بودی و آرزوهایم را به باد دادی. آرزوهایی که فقط با وجود تو تبدیل به واقعیت می شد. اما بدان تو هر چه که باشی بزرگترین رویای منی و قلب من برای همیشه تو را حفظ خواهد کرد و تو برای من مهربانترین مهربانانی ، زیباترین زیبارویانی و صدایت آرامش بخش ترین و دلنشین ترین صداهاست.
با تمام بدیهایت دوستت دارم
و با همه ی خوبیهایت می پرستمت
+نوشته شده در جمعه 20 شهریور1388ساعت3:14 PMتوسط هستی |
|
About
این وبلاگ فقط برای اونایی که یه روز عاشق شدن و هنوزم عاشقن....